تازه مطالب
Home » تحليل » آیا ظهور حکمتیار به پایان جنگ کمک خواهد کرد؟/ وحید «مژده»
آیا ظهور حکمتیار به پایان جنگ کمک خواهد کرد؟/ وحید «مژده»

آیا ظهور حکمتیار به پایان جنگ کمک خواهد کرد؟/ وحید «مژده»

سرانجام پس از ماهها انتظار، سازمان ملل متحد نام گلبدین حکمتیار امیر حزب اسلامی افغانستان را از لیست سیاه این سازمان حذف نمود. این نخستین بار است که نام کسی که از جانب امریکا به رهبری یک گروه هراس افگن در جهان متهم بود، از لیست سیاه حذف شده و تعزیرات بر حزب وی رفع می گردد.

قرار است آقای حکمتیار در آیندۀ نزدیک در کابل ظاهر گردد و با ظهور وی، حزب اسلامی رسما از مخالفت مسلحانه با حکومت وحدت ملی دست بردارد، هرچند که از مدتها قبل سخنگویان این حزب از مدتها قبل اعلام آتش بس نموده اند.

قرار است به تعداد 500 تن از محافظان آقای حکمتیار که قبلا با نیروهای قطعۀ محافظت از رجال برجسته پیوسته اند، امنیت وی را به عهده بگیرند و تا کنون یک ساختمان مجلل برای اقامت وی در منطقۀ دارالامان کابل در نظر گرفته شده است.

اولین سوالی که بعد از پیوستن حکمتیار به دولت افغانستان در ذهن شکل می گیرد اینست که یکجا شدن حکمتیار به دولت، چه تاثیری بر روند صلح در کشور خواهد داشت؟ آیا آمدن وی موجب تشویق رهبران طالبان خواهد شد تا آنها هم راهی مشابه را در پیش بگیرند و دست از جنگ بردارند؟

حکمتیار قبلا در مصاحبه با یک سایت انترنتی بنام «افغان زواک» در مورد صلح در افغانستان گفته بود:

“پروسهء صلح به معنی حقیقی آن تاکنون آغاز نشده است. طرف مقابل (امریکا) نه طرحی برای صلح دارد و نه به حکومت دست نشاندهء خود در کابل در این مورد اختیار می دهد. طالبان هم برای صلح طرحی عملی و قابل قبول ندارند اما ما طرحی عملی و عادلانه ارائه نموده ایم اما این طرح را نه اشغالگران می پذیرند و نه طالبان.

بند های اصلی طرح ما عبارتند از: خروج کامل و بدون قید وشرط نیروهای خارجی و انتخابات آزاد شفاف و عادلانه بعد از آزادی کشور است. اشغالگران هردو شرط را نمی پذیرند؛ آنها خواهان دوام اشغال و انتخابات در حالت اشغال طوری اند که نتیجهء آن نه با رای مردم بلکه توسط سفارت امریکا تعیین گردد، رئیس جمهور را وزیر خارجهء امریکا انتخاب نماید!

طالبان انتخابات را نمی پذیرند و هرگونه انتخابات از نظر آنان حرام است اما نظام مطلقه و موروثی از نظر آنان صددرصد مطابق شریعت است. قانون اساسی طالبان در حقیقت کاپی قانون اساسی دوران ظاهرشاه است فقط بجای پادشاه در آن امیرالمُومنین آمده است. آنها در مرام خود نوشته اند که ما خواهان رژیمی مانند عربستان سعودی هستیم!!”

اما موضع اخیر حکمتیار که قرارداد صلح با دولت را امضا نمود به این معنی است که اکنون شرایط تغییر نموده و حکمتیار به نتایج متفاوت از گذشته رسیده و در نتیجه به پروسۀ صلح پیوسته است:

  • پروسۀ صلح آغاز شده و امریکا طرح روشنی برای صلح در افغانستان دارد و طرح ارائه شده از جانب حکمتیار را پذیرفته است.
  • امریکا خواهان دوام اشغال افغانستان نیست و می خواهد نیروهای خود را از افغانستان خارج سازد.
  • امریکا خواهان انتخابات شفاف و عادلانه در افغانستان است تا حکومت آینده نه از جانب سفارت امریکا در کابل بلکه با رای مردم به میان آید.
  • امریکا به حکومت وحدت ملی این اختیار را داده تا با مخالفین صلح نماید و امضای طرح صلح با حکمتیار نیز ناشی از همین اختیار تفویض شده به دولت کابل است.

اگر واقعا آقای حکمتیار به چنین نتیجه ای و یا توافقی با امریکایی ها رسیده باشد و این قدم ها عملی گردد، می توان گفت که برای طالبان نیز هیچ بهانه ای برای دوام جنگ باقی نمی ماند زیرا بهانۀ طالبان برای دوام جنگ، ادامۀ حضور اشغالگرانۀ نیروهای خارجی در افغانستان است. طالبان خواستار تقسیم اوقات برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان اند و زمانیکه این تقسیم اوقات به شکل رسمی مشخص گردد و تضمین بین المللی را نیز با خود داشته باشد، طالبان گفته اند که قبل از خروج کامل نیروهای خارجی حاضر به پیوستن به پروسۀ صلح وقبول آتش بس اند.

در مورد اینکه طالبان انتخابات را باور ندارند و آنرا خلاف شریعت می دانند نباید زیاد مبالغه صورت گیرد بلکه مخالفت طالبان در این رابطه تاحد زیادی ناشی از تجارب عینی است. بعد از کودتا در مصر، در سایت طالبان مقالاتی در مخالفت با این کودتا به نشر رسید از جمله مقاله ای زیر عنوان «سقوط مظلومانهء مورسی عبرتی برای اسلامگرایان ». این مقاله می تواند منعکس کنندهء نظر طالبان در مورد چگونگی رسیدن به قدرت برای نهضت های اسلامی باشد.

نویسندهء مقاله که از شخصیت های مهم طالبان است، از کودتا علیه اخوان در مصر نتیجه می گیرد که برای یک حرکت اسلامی، رسیدن به هدف از راه دیموکراسی و انتخابات ناممکن است. نویسنده به مثال هایی از گذشته اشاره دارد که وقتی اسلام گرایان در الجزایر با رای مردم در انتخابات برنده شدند، غرب و غرب گرا ها این پیروزی را نه پذیرفتند و در الجزایر حمام خون براه افتاد یا کودتا در ترکیه که در نتیجهء آن حکومت منتخب مردم برهبری نجم الدین اربکان سرنگون شد.

سرنگونی مورسی که با حمایت بیش از 50 درصد از مردم مصر به قدرت رسیده بود، بدست ارتش این کشور  و خاموشی بزرگترین مدعی حمایت از دیموکراسی یعنی امریکا در برابر آن که حتی از گرفتن نام کودتا در برابر این اقدام ابا می ورزد، نشان می دهد که برای گروه هائی که خواهان اسلام هستند، این راه هرگز به مقصد نمی رسد. بنابراین عاقلانه نیست تا نهضت های اسلامی راهی را که قبلا تجربه شده و به مقصد نرسیده است، بار دیگر به آزمون بگیرند.

نویسنده آن مقاله به این باور است که اگر اسلامگرا ها در نتیجهء انتخابات برنده هم شوند و در صدد برقراری نظام اسلامی برآیند، نیروهای نظامی در این کشورها که ساخته و پرداختۀ دست نامسلمانان اند، به آنان مجال حکومت و ساختن نظام اسلامی را نمی دهند. نویسنده از این جریانات به یک نتیجهء کلی می رسد؛ برقراری نظام اسلامی از راه دیموکراسی و انتخابات ناممکن است.

نویسنده مسئلۀ تعیین رئیس حکومت از راه انتخابات را خلاف شرع نمی داند هرچند می گوید که در این مورد میان علمای مسلمان اختلاف است. وی به قول یکی از علمای پاکستان مفتی محمد شفیع استناد می کند که می گوید انتخابات مخالف شرع  نیست و مسلمانان می توانند در انتخابات شرکت کنند اما نویسنده در پایان مقاله اش این نتیجه را به خواننده ابلاغ می کند که نظر به تجارب در کشور های اسلامی از جمله کودتای اخیر در مصر، برپائی نظام اسلامی از این طریق ناممکن است.

بنابراین از نظر طالبان نیز انتخابات بدعتی کفرآمیز نیست، فقط لازم است تا آنها هم به باوری برسند که آقای حکمتیار رسیده است یعنی اینکه گروه های اسلامگرا با حفظ هویت اسلامی خود این حق را دارند تا از راه انتخابات و برخورداری از رای مردم به قدرت سیاسی دست یابند.

در اخیر لازم است از یگانه انتخابات در دوران جهاد که به دلیل پافشاری آقای حکمتیار میان گروه های مختلف مجاهدین در سال 1991 در ولایت کنر صورت گرفت، اشاره شود. در آن انتخابات گروه سلفی برهبری مولوی جمیل الرحمن به پیروزی رسید اما به دلیل مخالفت حزب اسلامی با نتیجۀ انتخابات، نتیجه اعلام نشد. حزب می خواست مانند انتخابات سال 2014، هردوطرف برنده اعلام شوند اما سلفی ها نپذیرفتند و حزب به لشکرکشی و جنگ پرداخت. مهمترین نتیجۀ این انتخابات، در نهایت کشته شدن مولوی جمیل الرحمن بدست یک مجاهد مصری بنام عبدالله رومی بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*